اختراع میدان
قبلا از قهوهسرا گفته بودم که اتاقی برای استراحت و قهوه خوری بود. از وقتی از ساختمان دانشکده فیزیک به ساختمان دیگری جابهجا شدیم تا یکی بزرگتر و شیکترش را بسازند اتاق دو نفرهمان چهار نفره و قهوهسرا به "کنج قهوهخوری" تبدیل شده.
دو بار صبح و بعدازظهر اینجا جمع میشویم. اولی معمولا به خواب آلودگی یا مرور کارهای مشترک آنروز میگذرد اما بعدازظهر که شد هم تمایل به در رفتن از زیر کار هست هم به اشتراک گذاشتن افکار پیچیده ناشی از فکر کردن به "سیستمهای پیچیده مولکولی". کافیست وُتر؛ هلندیِ پرمدعای دانای کل نباشد که مجبور شویم به رودهدرازیهای منطقی کلافهکنندهاش گوش کنیم.
دو بار صبح و بعدازظهر اینجا جمع میشویم. اولی معمولا به خواب آلودگی یا مرور کارهای مشترک آنروز میگذرد اما بعدازظهر که شد هم تمایل به در رفتن از زیر کار هست هم به اشتراک گذاشتن افکار پیچیده ناشی از فکر کردن به "سیستمهای پیچیده مولکولی". کافیست وُتر؛ هلندیِ پرمدعای دانای کل نباشد که مجبور شویم به رودهدرازیهای منطقی کلافهکنندهاش گوش کنیم.
بحث یکی از کافی بِرِکهای بعدازظهر این بود که سر مرز زمینی کشورهایی که یکی قانون رانندگی در سمت راست دارد و دیگری سمت چپ چه پیش میآید و اصولا بهترین راه برای اتصال دو سر این دو نوع جاده چیست.
فرض کنید از نپال میخواهید به چین بروید. در نپال رانندگان از سمت چپ و در چین از سمت راست حرکت میکنند. در این صورت سریعترین و ارزانترین مکانیزم تغییر جهت روی نقطه تقاطع این دو نوع جاده یک میدان است:
پیش از این فکر میکردم اختراع میدان احمقانه و تنها باعث اتلاف وقت است.


0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home